امام رضا
آمدم ای شاه پناهم بده *** خط امانی زگناهم بده

(دعا امام رضا علیه السلام براى فرزندش حضرت مهدى علیه السلام)

(دعابراى فرزندش حضرت مهدى علیه السلام)

یونس بن عبدالرحمان از امام رضا علیه السلام روایت کرده که آن حضرت به دعا براى صاحب الزمان علیه السلام امرمى فرمود و یکى از دعاهاى ایشان براى آن حضرت چنین بود:

پروردگارا!
بر محمّد و خاندانش درود فرست، و از دوستت، خلیفه ات، حجّتت بر خلقت، و آن زبانى که معرف توست و گویاى حکمت تو، و آن چشم بیناى تو در میان مخلوقاتت، و گواه بر بندگانت... بزرگمرد مجاهد کوشا، بنده پناهنده به تو، دفاع کن .


× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



سخنانی از امام رضا

قال الامام علىّ بن موسى الرّضا صلوات اللّه و سلامه عليه :
1 مَنْ زارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِعليه السلام بِشَطِّ الْفُراتِ، كانَ كَمَنْ زارَاللّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ.(66)
ترجمه :
فرمود: هر مؤ منى كه قبر امام حسين عليه السلام را كنار شطّ فرات در كربلاء زيارت كند همانند كسى است كه خداوند متعال را بر فراز عرش زيارت كرده باشد.
2 كَتَبَ عليه السلام : اءبْلِغْ شيعَتى : إ نَّ زِيارَتى تَعْدِلُ عِنْدَاللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اءلْفَ حَجَّةٍ، فَقُلْتُ لاِ بى جَعْفَرٍ عليه السلام : اءلْفُ حَجَّةٍ؟!
قالَ: إ ى وَاللّهُ، وَ اءلْفُ اءلْفِ حَجَّةٍ، لِمَنْ زارَهُ عارِفا بِحَقِّهِ.(67)
ترجمه :
به يكى از دوستانش نوشت : به ديگر دوستان و علاقمندان ما بگو: ثواب زيارت قبر من معادل است با يك هزار حجّ.
راوى گويد: به امام جواد عليه السلام عرض كردم : هزار حجّ براى ثواب زيارت پدرت مى باشد؟!
فرمود: بلى ، هر كه پدرم را با معرفت در حقّش زيارت نمايد، هزار هزار يعنى يك ميليون حجّ ثواب زيارتش مى باشد.
3 قالَ عليه السلام : اءوَّلُ ما يُحاسَبُ الْعَبْدُ عَلَيْهِ، الصَّلاةُ، فَإ نْ صَحَّتْ لَهُ الصَّلاةُ صَحَّ ماسِواها، وَ إ نْ رُدَّتْ رُدَّ ماسِواها.(68)
ترجمه :
فرمود: اوّلين عملى كه از انسان مورد محاسبه و بررسى قرار مى گيرد نماز است ، چنانچه صحيح و مقبول واقع شود، بقيه اعمال و عبادات نيز قبول مى گردد وگرنه مردود خواهد شد.
4 قالَ عليه السلام : لِلصَّلاةِ اءرْبَعَةُ آلاف بابٍ.(69)
ترجمه :
فرمود: نماز داراى چهار هزار جزء و شرط مى باشد.
5 قالَ عليه السلام : الصَّلاةُ قُرْبانُ كُلِّ تَقىٍّ.(70)
ترجمه :
فرمود: نماز، هر شخص باتقوا و پرهيزكارى را - به خداوند متعال - نزديك كننده است .
6 قالَ عليه السلام : يُؤْخَذُالْغُلامُ بِالصَّلاةِ وَهُوَابْنُ سَبْعِ سِنينَ.(71)
ترجمه :
فرمود: پسران بايد در سنين هفت سالگى به نماز وادار شوند.
7 قالَ عليه السلام : فَرَضَاللّهُ عَلَى النِّساءِ فِى الْوُضُوءِ اءنْ تَبْدَءَالْمَرْئَةُ بِباطِنِ ذِراعِها وَالرَّجُلُ بِظاهِرِالذِّراعِ.(72)
ترجمه :
فرمود: خداوند در وضو بر زنان لازم دانسته است كه از جلوى آرنج دست ، آب بريزند و مردان از پشت آرنج . (اين عمل از نظر فتواى مراجع تقليد مستحبّ مى باشد).
8 قالَ عليه السلام : رَحِمَاللّهُ عَبْدا اءحْيى اءمْرَنا، قيلَ: كَيْفَ يُحْيى اءمْرَكُمْ؟ قالَ عليه السلام : يَتَعَلَّمُ عُلُومَنا وَيُعَلِّمُها النّاسَ.(73)
ترجمه :
فرمود: رحمت خدا بر كسى باد كه اءمر ما را زنده نمايد، سؤ ال شد: چگونه ؟ حضرت پاسخ داد: علوم ما را فرا گيرد و به ديگران بياموزد.
9 قالَ عليه السلام : لَتَاءمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ، وَلَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ، اَوْلَيَسْتَعْمِلَنَّ عَلَيْكُمْ شِرارُكُمْ، فَيَدْعُو خِيارُكُمْ فَلا يُسْتَجابُ لَهُمْ.(74)
ترجمه :
فرمود: بايد هر يك از شماها امر به معروف و نهى از منكر نمائيد، وگرنه شرورترين افراد بر شما تسلّط يافته و آنچه كه خوبانِ شما، دعا و نفرين كنند مستجاب نخواهد شد.
10 قالَ عليه السلام : مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلى مايُكَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ، فَلْيَكْثُرْ مِنْ الصَّلوةِ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، فَإ نَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْما.(75)
ترجمه :
فرمود: كسى كه توان جبران گناهانش را ندارد، زياد بر حضرت محمّد و اهل بيتش عليهم السلام صلوات و درود فرستد، كه همانا گناهانش اگر حقّ الناس نباشد محو و نابود گردد.
11 قالَ عليه السلام : الصَّلوةُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ تَعْدِلُ عِنْدَاللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ التَّسْبيحَ وَالتَّهْليلَ وَالتَّكْبيرَ.(76)
ترجمه :
فرمود: فرستادن صلوات و تحيّت بر حضرت محمّد و اهل بيت آن حضرت عليهم السلام در پيشگاه خداوند متعال ، پاداش گفتن ((سبحان اللّه ، لا إ له إ لاّاللّه ، اللّه اكبر)) را دارد.
12 قالَ عليه السلام : لَوْخَلَتِ الاْ رْض طَرْفَةَ عَيْنٍ مِنْ حُجَّةٍ لَساخَتْ بِاءهْلِها.(77)
ترجمه :
فرمود: چنانچه زمين لحظه اى خالى از حجّت خداوند باشد، اهل خود را در خود فرو مى برد.
13 قالَ عليه السلام : عَلَيْكُمْ بِسِلاحِ الاْ نْبياءِ، فَقيلَ لَهُ: وَ ما سِلاحُ الاْ نْبِياءِ؟ يَا ابْنَ رَسُولِ اللّه ! فَقالَ عليه السلام : الدُّعاءُ.(78)
ترجمه :
فرمود: بر شما باد به كارگيرى سلاح پيامبران ، به حضرت گفته شد: سلاح پيغمبران عليهم السلام چيست ؟
در جواب فرمود: توجّه به خداوند متعال ؛ و دعا كردن و از او كمك خواستن مى باشد.
14 قالَ عليه السلام : صاحِبُ النِّعْمَةِ يَجِبُ عَلَيْهِ التَّوْسِعَةُ عَلى عَيالِهِ.(79)
ترجمه :
فرمود: هر كه به هر مقدارى كه در توانش مى باشد، بايد براى اهل منزل خود انفاق و خرج كند.
15 قالَ عليه السلام : المَرَضُ لِلْمُؤْمِنِ تَطْهيرٌ وَ رَحْمَةٌ وَلِلْكافِرِ تَعْذيبٌ وَ لَعْنَةٌ، وَ إ نَّ الْمَرَضَ لايَزالُ بِالْمُؤْمِنِ حَتّى لايَكُونَ عَلَيْهِ ذَنْبٌ.(80)
ترجمه :
فرمود: مريضى ، براى مؤ من سبب رحمت و آمرزش گناهانش مى باشد و براى كافر عذاب و لعنت خواهد بود.
سپس افزود: مريضى ، هميشه همراه مؤ من است تا آن كه از گناهانش چيزى باقى نماند و پس از مرگ آسوده و راحت باشد.
16 قالَ عليه السلام : إ ذَا اكْتَهَلَ الرَّجُلُ فَلا يَدَعْ اءنْ يَاءكُلَ بِاللَّيْلِ شَيْئا، فَإ نَّهُ اءهْدَءُ لِنَوْمِهِ، وَ اءطْيَبُ لِلنَّكْهَةِ.(81)
ترجمه :
فرمود: وقتى كه مرد به مرحله پيرى و كهولت سنّ برسد، حتما هنگام شب قبل از خوابيدن مقدارى غذا تناول كند كه براى آسودگى خواب مفيد است ، همچنين براى هم خوابى و زناشوئى سودمند خواهد بود.

× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



گزیده سخنان امام رضا(علیه السلام)

۱ـ سه ویژگى برجسته مومن
لایکـون المـومـن مـومنـا حتـى تکـون فیه ثلاث خصـال : ۱ـ سنه من ربه .
۲ـ وسنه من نبیه.
۳ـ و سنه من ولیه.
فـاما السنه مـن ربه فکتمان سـره. و امـا السنه من نبیه فمـداراه الناس . و امـا السنه مـن ولیه فـاصبـر فـى البـاسـاء و الضـراء.(۱)
مـومـن , مـومـن واقعى نیست, مگـر آن که سه خصلت در او بـاشــد:
سنتـى از پـروردگـارش و سنتـى از پیـامبـرش و سنتـى از امـامـش.
اما سنت پروردگارش , پـوشاندن راز خود است, اما سنت پیغمبرش , مدارا و نرم رفتارى با مردم است, اما سنت امامـش صبر کردن در زمان تنگدستـى و پریشان حالى است.
۲ـ پـاداش نیکـى پنهانـى و سزاى افشـا کننـده بــدى
الـمستتر بـالـحسنه یـعـدل سبعین حسنه, و المذیع بالسیئه مخذول, و المستتر بالسیئه مغفور له.(۲)
پنهان کننده,کار نیک (پاداشش) برابر هفتاد حسنه است, و آشکار کننده کار بد سـر افکنـده است, و پنهان کننـده کـار بـد آمـرزیـده است.
۳ـ نظافت
من اخلاق الانبیاء التنظف.(۳)
از اخلاق پیـامبـران, نظافت و پـاکیزگــى است.
۴ـ امین و امیـن نمـا
لـم یخنک الامیـن و لکـن ائتمنت الخــائن.(۴)
امین به تو خیانت نکرده(و نمى کند) و لیکن (تو) خائن را امین تصور نموده اى.
۵ ـ مقام برادر بزرگتر
الاخ الاکبر بمزله الاب.(۵)
برادر بزرگتر به منزله پدر است.
۶ـ دوست ودشمن هر کس
صدیق کل امرء عقله و عدوه جهله.(۶)
دوست هرکس عقل او, و دشمنش جهل اوست.
۷ـ دوستى با مردم
التودد الى الناس نصف العقل.(۷)
دوستى با مردم, نیمى از عقل است.
۸ـ بدى قیل و قال
ان الله یبغض القیل والقـال واضـاعه المـال و کثـره السـوال.(۸)


× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



بینش و روش امام رضا(ع)


1-سفر پاکیزه و حلال :
دو نفر مسافر وارد خراسان شدند و خدمت حضرت رضا (ع)رسیدند تا حکم نمازشان را بپرسند ،که آیا نماز آنان در سفر دو رکعتی است یا چهار رکعتی ؟
حضرت به یکی از آن دو فرمود : نماز تو دو رکعتی است . و به دیگری فرمود : نماز تو چهار رکعتی است .
آن دو مسافر تعجب کردند که چرا امام میان آنها فرق گذاشته است ،
امام فرمود : اما تو که نمازت دو رکعتی است ، چون به سفر حلال آمده ای و هدفت دیدار وزیارت من است ودر سفر حلال نماز چهاررکعتی بصورت دو رکعتی خوانده میشود ، ولی دیگری هدفش دیدار طاغوت بوده ، این باعث میشود که سفرش حرام شود و در سفر حرام نماز چها ر رکعتی تغییر نمی کند .
2- احترام میهمان :
مهمانی بر حضرت وارد شد ، درخانه گرد چراغی نشسته با امام مشغول گفت و گو بودند که فتیله چراغ خراب شد .مهمان خواست آن را اصلاح کند ، امام نگذاشت و فرمود : «ما هرگز اجازه نمی دهیم که مهمان کار کند».
3- مهربانی با خدمتکاران:
از خادم امام رضا (ع) نقل شده است : هرگز امام به هنگام غذا خوردنِ غلامان ،آنان را به کاری مامورنمی کرد و می فرمود : اگر من بالای سر شما ایستادم و شما مشغول غذا خوردن بودید ، به احترام من بلند نشوید .
امام رضا (ع) با خدمتگزاران کوچک و بزرگ ، از روی الفت و مهربانی گفتگو می کردند.
به امام پیشنهاد شد که اجازه فرمایید برای سیاه پوستان سفره جداگانه انداخته شود تا آنها در کنار شما نباشند . امام فرمود :« خدای همه ما یکی است ، همه از یک پدر و مادر یم و جزای هرکس برابر اعمال اوست ، پس جدایی چرا ؟ ».
4- بخشندگی امام(ع):
امام رضا(ع) روز عرفه در خراسان تمام اموال خود را میان محرومان تقسیم کرد.شخصی گفت :«این کار زیان بزرگی است».امام فرمود :«هرگز چنین نیست، این انفاق، سرمایه گذاری برای دریافت اجر وکرامت پروردگار است».


× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



فضيلت زيارت امام رضا(ع)

فضيلت زيارت امام رضا(عليه السلام) بيش از آن است كه احصا شود و ما در اين جا تنها به ذكر چند روايت تبرّك مى جوييم; ولى قبل از بيان اين روايات، اشاره اى به بعضى از كرامات آن حضرت در طول سفر به خراسان مناسب به نظر مى رسد:
«ابن طاووس» روايت كرده: زمانى كه مأمون، امام رضا(عليه السلام) را از مدينه به خراسان طلبيد آن حضرت از مدينه به سوى بصره حركت كرد و بدون آن كه وارد كوفه شود، از طريق كوفه به بغداد و از آن جا وارد قم شد; اهل قم به استقبال آن حضرت شتافتند و چون هر كسى ميل داشت كه آن بزرگوار بر او وارد شود، در زمينه ضيافت و پذيرايى از آن جناب با هم به نزاع پرداختند. حضرت(عليه السلام) فرمودند: شتر من مأمور است، يعنى هر كجا كه او فرود آمد من همان جا وارد مى شوم. آن شتر آمد و آمد، تا دَرِ خانه اى كه صاحبش در شب آن روز خواب ديده بود كه امام رضا(عليه السلام) فردا ميهمان او خواهد بود، ايستاد و حضرت آن جا وارد شدند. چندى نگذشت كه آن محلّ به مقام رفيعى تبديل شد و در زمان ما از مدارس دينيه موفّق حوزه مقدّسه قم به حساب مى آيد (و به نام مدرسه رضويّه ناميده شده است).(1)
1. فرحة الغرى، صفحه 105.
2. عيون اخبار الرضا، جلد 2، صفحه 135، حديث 4 و بحارالانوار، جلد 49، صفحه 123، حديث 4 .
3. عيون اخبار الرضا، جلد 2، صفحه 136، حديث 1 و بحارالانوار، جلد 49، صفحه 125، حديث 1 .
4. عيون اخبارالرضا، جلد 2، صفحه 255، حديث 4 و بحارالانوار، جلد 49، صفحه 284، حديث 3.
5. عيون اخبارالرضا، جلد 2، صفحه 257، حديث 14 و بحارالانوار، جلد 99، صفحه 33، حديث 11.
6. عيون اخبار الرضا، جلد 2، صفحه 255، حديث 5 و بحارالانوار، جلد 99، صفحه 31، حديث 2 .
7. كامل الزيارات، باب 101، صفحه 304، حديث 4 و فقيه، جلد 2، صفحه 584، حديث 3189.
8. بحارالانوار، جلد 99، صفحه 37، حديث 26 و عيون اخبار الرضا، جلد 2، صفحه 256، حديث 7.

× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



سیره اخلاقی امام رضا علیه السلام

حرم امام رضا علیه السلام

حلم

در شناخت ‏حلم امام رضا علیه السلام، شفاعت وى در نزد مامون در حق جلودى كافى است. جلودى كسى بود كه به امر هارون الرشید به مدینه رهسپار شد تا لباس زنان آل ابوطالب را بگیرد و بر تن هیچ یك از آنان جز یك جامه نگذارد. وى همچنین بر بیعت مردم با امام رضا علیه السلام انتقاد كرد. پس مامون او را به حبس افكند و بعد از آن كه پیش از وى دو تن را كشته بود او را خواست. امام رضا علیه‎السلام به مامون گفت: اى امیرمؤمنان! این پیرمرد را به من ببخش! جلودى گمان برد كه آن حضرت مى‏خواهد از وى انتقام گیرد. پس مامون را سوگند داد كه سخن امام رضا علیه السلام را نپذیرد مامون هم گفت: به خدا شفاعت او را درباره تو نمى‏پذیرم و دستور داد گردنش را بزنند.

 

تواضع

در بخش صفات و اخلاق آن حضرت از قول ابراهیم بن عباس نقل شده كه گفت: چون امام رضا علیه‎السلام تنها بود و براى او غذا مى‏آوردند آن حضرت غلامان و خادمان و حتى دربان و نگهبان را بر سر سفره‏اش مى‏نشاند و با آنها غذا مى‏خورد. همچنین از یاسر خادم نقل شده است كه گفت: چون آن حضرت تنها مى‏شد همه خادمان خود را جمع مى‏كرد، از بزرگ و كوچك، و با آنان سخن مى‏گفت. او به آنان انس مى‏گرفت و آنان نیز با حضرت انس می‎گرفتند.

كلینى در كافى به سند خود از مردى بلخى روایت مى‏كند كه گفت: با امام رضا علیه السلام در سفر به خراسان همراه بودم. پس روزى خواستار غذا شد و خادمان سیه چرده خود را نیز بر سفره خود نشاند یكى از یارانش به او عرض كرد: اى كاش غذاى اینان را جدا مى‏كردى. فرمود: پروردگار تبارك و تعالى یكى است و مادر و پدر هم یكى. و پاداش‎ها بسته به اعمال و كردارهاست.

 

اخلاق نیكو

در بخش صفات آن حضرت از ابراهیم بن عباس نقل شده كه گفت: امام رضا علیه السلام با سخن هرگز به هیچ كس جفا نكرد و كلام كسى را قطع نکرد تا زمانی که شخص سخن گفتنش به اتمام می‎رسید. و حاجتى را كه مى‏توانست ‏برآورده سازد؛ رد نمى‏كرد. پاهایش را دراز نمى‏كرد و هرگز رو به ‏روى كسى كه نشسته بود، تكیه نمى‏داد و هیچ كس از غلامان و خادمان خود را دشنام نمى‏داد. هرگز آب دهان بر زمین نمى‏افكند و در خنده‏اش قهقهه نمى‏زد بلكه تبسم مى‏نمود.

كلینى در كافى به سند خود نقل كرده است كه مهمانى براى امام رضا علیه السلام رسید. امام شب در كنار مهمان نشسته بود و با وى سخن مى‏گفت كه ناگهان وضع چراغ تغییر كرد. مرد مهمان دستش را دراز كرد تا چراغ را درست كند ولى امام او را از این كار بازداشت و خود به درست كردن چراغ پرداخت. سپس فرمود: ما قومى هستیم كه میهمانان خود را به كار نمى‏گیریم. همچنین در كافى به سند خود از یاسر و نادر خادمان امام رضا علیه السلام نقل شده است گفتند: ابوالحسن صلوات الله علیه، به ما فرمود: اگر من بالاى سرتان بودم و شما خواستید از جا برخیزید، در حالى كه غذا مى‏خورید برنخیزید تا از خوردن دست ‏بكشید و بسیار اتفاق مى‏افتاد كه امام بعضى از ما را صدا مى‏زد و چون به ایشان گفته مى‏شد آنان در حال خوردن هستند، مى‏فرمود: بگذاریدشان تا از خوردن دست‏ بكشند.

گل

كرم و سخاوت

هنگام ذكر اخبار مربوط به ولایتعهدى آن حضرت خواهیم گفت كه یكى از شاعران به نام ابراهیم بن عباس صولى به خدمت آن حضرت آمد و امام به او ده هزار درهم داد كه نام خودش بر آن ضرب شده بود. همچنین آن حضرت به ابو نواس سیصد دینار جایزه داد و چون جز آن، مال دیگرى نداشت استر خویش را هم به وى بخشید. و نیز به دعبل خزاعى ششصد دینار جایزه داد و با این وجود از وى معذرت هم خواست.

در مناقب از یعقوب بن اسحاق نوبختى نقل شده است كه گفت: مردى به ابوالحسن رضا علیه السلام برخورد كرد و گفت: به قدر مردانگى‏ات بر من ببخش. امام گفت: به این مقدار ندارم. مرد گفت: به قدر مردانگى خودم ببخش. امام فرمود: این قدر دارم. سپس فرمود که دویست دینار به وی بدهند.

همچنین در مناقب از یعقوب بن اسحاق نوبختى نقل شده است كه امام رضا علیه السلام تمام ثروت خود را در روز عرفه تقسیم نمود. پس فضل بن سهل به وى گفت: این ضرر است. امام فرمود: بل سود و بهره است. چیزى را كه پاداش و كرامت ‏به آن تعلق مى‏گیرد ضرر محسوب مكن.

كلینى در كافى به سند خود از الیسع بن حمزه نقل كرده است كه گفت: در مجلس ابوالحسن رضا علیه السلام بودم. مردم بسیارى به گرد آن حضرت حلقه زده بودند و از وى درباره حلال و حرام پرسش مى‏كردند كه ناگهان مردى بلند قامت و گندمگون داخل شد و گفت: السلام علیك یابن رسول الله. من یكى از دوستداران تو و پدران و نیاكان تو هستم، من از حج‏ باز مى‏گردم و خرجى خود را گم كرده‏ام و با آنچه همراه من است نمى‏توانم به یك منزل هم برسم، پس اگر صلاح بدانى كه مرا به دیارم روانه كنى كه براى خدا بر من نعمتى داده‏اى و اگر به شهرم رسیدم آنچه از تو گرفته‏ام به صدقه مى‏دهم. امام به او فرمود: بنشین خدا تو را رحمت كند. آنگاه دوباره با مردم به گفت و گو پرداخت تا آنان پراكنده شدند و تنها سلیمان جعفرى و خیثمه و من مانده بودیم. پس امام فرمود: اجازه مى‏دهید داخل شوم سلیمان گفت: خداوند فرمان تو را مقدم داشت. پس امام برخاست و به اتاقش رفت و لختى درنگ كرد و سپس بازگشت و در را باز كرد و دستش را از بالاى در بیرون آورد و پرسید: آن خراسانى كجاست؟ پاسخ داد: من اینجایم. فرمود: این دویست دینار را برگیر و در مخارجت از آن استفاده كن و بدان تبرك جو و آن را از جانب من به صدقه بده. اكنون برو كه نه من تو را ببینم و نه تو مرا. مرد بیرون رفت. سلیمان به آن حضرت عرض كرد: فدایت ‏شوم بخشش بزرگى كردى و رحمت آوردى، پس چرا چهره از او پوشاندى؟ فرمود: از ترس آن كه مبادا خوارى خواهش را در چهره او ببینم. مگر این سخن رسول خدا را نشنیدى كه مى‏گوید: آن كه به نهان نكویى آورد با هفتاد حج ‏برابرى مى‏كند و آن كه پلیدى و زشتى را اشاعه مى‏دهد، مخذول و خوار است و كسى كه در نهان گناه كند، آمرزیده است. آیا سخن اول را نشنیده‏اى كه مى‏گوید:

متى آته لا طلب حاجة رجعت الى اهلى و وجهى بمائه (1) ؛ هرگاه بیایم نزد او تا حاجتى طلب كنم به سوى خانواده‏ام بازمى‏گردم در حالى كه صد دینار دارم.

 

فراوانى صدقات

از ابراهیم بن عباس صولى نقل شده كه گفت: امام رضا علیه السلام بسیار نكویى مى‏كرد و در نهان صدقه مى‏داد و بیشتر این عمل را در شب‎هاى تاریك به انجام مى‏رساند.

 

منبع:كتاب سیره معصومان، ج 5، ص 148، سید محسن امین، ترجمه، على حجتى كرمانى .

× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



مامون عامل اصلی شهادت

علامه مجلسی (ره) می نویسد : حق همان است که صدوق و مفید (ره) اظهار داشته و بزرگان بدان باور دارند که حضرت رضا (ع) بوسیله سَم مامون که نفرین خدا بر او و دیگر غاصبان و ستمگران باد شهید شده است. (1) یکی از نشانه های این حقیقت که شهادت امام بدست مامون بوده ، این است که در همان روز شهادت ، مردم اجتماع کرده و همگان بر این عقیده بودند که خلیفه ، حضرت را مسموم و به شهادت رسانده بود. (2) اهمیت این امر از آن روست که مردم حاضر در محیط زندگی امام ، بیش از دیگران موقعیت و شرایط سیاسی امام و مامون را درک می کرده اند. عبدالله بن موسی در نامه ای که آن روز به مامون نگاشت به این اقدام خلیفه تصریح کرده و او را عامل قتل معرفی می کند. (3)

از ابوالصلت هروی نیز سوال شد : چگونه مامون به قتل امام رضا (ع) تن داد، با این که وی را احترام می کرد و او را به عنوان ولیعهد پس از خود برگیزید!؟ ابوالصلت هروی ضمن تایید قتل امام (ع) به دست خلیفه اظهار داشت : اگر خلیفه ، امام را احترام و اکرام میکرد ، از آن جهت بود که به برتری امام آگاه و معترف بود و اگر ولایت عهدی را به او تفویض کرد ، برای آن بود تا با این عمل وانمود سازد که حضرت ، دنیا طلب است ، در نتیجه از توجه مردم به حضرت کاسته شود ؛ هر چند چنین نشد ، بلکه با تشکیل محافل علمی ، چهره امام و شخصیت علمی او بر همگان روشن گردید و روز به روز از موقعیت خلیفه کاسته میشد تا جایی که دوست و دشمن ، امام را شایسته خلافت می دانستند. این امر بر خلیفه گران آمد و بر کینه و حسادت او نسبت به حضرت افزود، به ناچار حیله ای اندیشید و امام را مسموم کرد و به شهادت رساند. (4)

احمد بن موسی ، برادر امام (ع) با همراهی حدود سه هزار تن ، و به نقل دیگر ، دوازده هزار تن ، برای خون خواهی حضرت ، بغداد را ترک گفت ودر شیراز با فرماندار منتخب حکومت عباسی درگیر شد (5) و به همراه برادرش محمد عابد در آن دیار به شهادت رسید. (6)

پاورقی:

1 –بحار الانوار . ج49 . ص 313

2 -  عیون الاخبار الرضا . ج2. ص 241 / بحار الانوار ج 49 . ص 229 / مسند الرضا ج1 . ص 130

3 -  مقاتل الطابیین ص587 و 630

4 – عیون الاخبار الرضا . ج2 . ص 239

5 – الارشاد . ج 2 . ص 302

6 -  بحار الانوار . ج 48 . 287

× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



چند داستان از زندگى امام رضا(علیه السلام)

زندگانى حضرت امام رضا(ع) پر است از لحظاتى نورانى و شگفت انگیز که دل شیفتگان را مى‏برد . از کتاب «دیوان خدا» نوشته نعیمه دوستدار ـ که بر اساس منابع موثق تدوین یافته ـ چند داستان برگزیده‏ایم که تقدیم عاشقان اهل بیت مى‏کنیم.
نشانه موى پیامبر(ص)
مردى از نوادگان انصار خدمت امام رضا(ع) رسید. جعبه‏اى نقره‏اى رنگ به امام داد و گفت :
«آقا! هدیه‏اى برایتان آورده‏ام که مانند آن را هیچ کس نیاورده است». بعد در جعبه را باز کرد و چند رشته مو از آن بیرون آورد و گفت: «این هفت رشته مو از پیامبر اکرم(ص) است. که از اجدادم به من رسیده است». حضرت رضا(ع) دست بردند و چهار رشته مو از هفت رشته را جدا کردند و فرمود: «فقط این چهار رشته، از موهاى پیامبر است».
مرد با تعجب و کمى دلخورى به امام نگاه کرد و چیزى نگفت. امام که فهمید مرد ناراحت شده است، آن سه رشته مو را روى آتش گرفت. هر سه رشته سوخت، اما به محض این که چهار رشته موى پیامبر(ص) روى آتش قرار گرفت شروع به درخشیدن کرد و برقشان چهره مرد عرب را روشن کرد.
صحبت گنجشک با امام (ع)
راوى: سلیمان (یکى از اصحاب امام رضا(ع)
حضرت رضا(ع) در بیرون شهر، باغى داشتند. گاه‏گاهى براى استراحت به باغ مى‏رفتند. یک روز من نیز به همراه آقا رفته بودم. نزدیک ظهر، گنجشک کوچکى هراسان از شاخه درخت پرکشید و کنار امام نشست. نوک گنجشک، باز و بسته مى‏شد و صداهایى گنگ و نا مفهوم از گنجشک به گوش مى‏رسید. انگار با جیک جیک خود، چیزى مى‏گفت.
امام علیه السلام حرکت کردند و رو به من فرمودند: «ـ سلیمان!... این گنجشک در زیر سقف ایوان لانه دارد. یک مار سمى به جوجه‏هایش حمله کرده است. زودباش به آن‏ها کمک کن!. .. با شنیدن حرف امام ـ در حالى که تعجب کرده بودم ـ بلند شدم و چوب بلندى را بر داشتم . آن قدر با عجله به طرف ایوان دویدم که پایم به پله‏هاى لب ایوان برخورد کرد و چیزى نمانده بود که پرت شوم... با تعجب پرسیدم: «شما چطور فهمیدید که آن گنجشک چه مى‏گوید؟» امام فرمودند: «من حجت خدا هستم... آیا این کافى نیست؟!»
میهمان دوستى امام(ع)
راوى: یکى از نزدیکان امام رضا(ع)
مرد گفت: «سفر سختى بود. یک ماه طول کشید».
امام رضا (ع) فرمودند: «خوش آمدى!»
ـ « ببخشید که دیر وقت رسیدم. بى‏پناه بودن مرا مجبور کرد که در این وقت شب، مزاحم شما شوم».
امام لبخند زدند و فرمودند: «با ما تعارف نکن! ما خانواده‏اى میهمان دوست هسیتم».
در این هنگام روغن چراغ گرد سوز فرو نشست و شعله‏اش آرام آرام کم نور شد. میهمان دست برد تا روغن در چراغ بریزد، اما امام دست او را آرام برگرداند و خود، مخزن چراغ را پر کرد. مرد گفت: «شرمنده‏ام! کاش این قدر شما را به زحمت نمى‏انداختم».
امام در حالى که با تکه پارچه‏اى، روغن را از دستش پاک مى‏کرد، فرمودند: ما خانواده‏اى نیستیم که میهمان را به زحمت بیندازیم».


× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



داستان هایی از امام رضا(ع)

راوى: سليمان (يكى از اصحاب امام رضا(ع) )

حضرت رضا(ع) در بيرون شهر، باغى داشتند. گاه‏گاهى براى استراحت به باغ مى‏رفتند. يك روز من نيز به همراه آقا رفته بودم. نزديك ظهر، گنجشك كوچكى هراسان از شاخه درخت پركشيد و كنار امام نشست. نوك گنجشك، باز و بسته مى‏شد و صداهايى گنگ و نا مفهوم از گنجشك به گوش مى‏رسيد. انگار با جيك جيك خود، چيزى مى‏گفت.

امام عليه السلام حركت كردند و رو به من فرمودند: «ـ سليمان!... اين گنجشك در زير سقف ايوان لانه دارد. يك مار سمى به جوجه‏هايش حمله كرده است. زودباش به آن‏ها كمك كن!. ..

با شنيدن حرف امام ـ در حالى كه تعجب كرده بودم ـ بلند شدم و چوب بلندى را بر داشتم . آن قدر با عجله به طرف ايوان دويدم كه پايم به پله‏هاى لب ايوان برخورد كرد و چيزى نمانده بود كه پرت شوم...

با تعجب پرسيدم: «شما چطور فهميديد كه آن گنجشك چه مى‏گويد؟» امام فرمودند: «من حجت خدا هستم... آيا اين كافى نيست؟!»

 

ابرهاى سياه

راوى: حسين بن موسى

از شما چه پنهان شك داشتم. نه به شخص امام رضا(ع) نه!... فقط باورم نمى‏شد كه واقعا امامان معصوم، بتوانند قبل از اتفاقات از همه چيز اطلاع داشته باشند.

آن روز صبح به همراه امام رضا(ع) از مدينه خارج شديم.

در راه فكر كردم كه چقدر خوب مى‏شد اگر مى‏توانستم امام را آزمايش كنم.

در همين فكرها بودم كه امام پرسيدند:

«حسين!... چيزى همراه دارى كه از باران در امان بمانى؟!»

فكر كردم كه امام با من شوخى مى‏كند، اما به صورتش كه نگاه كردم، اثرى از شوخى نديدم . با ترديد گفتم: «فرموديد باران؟! امروز كه حتى يك لكه ابر هم در آسمان نيست...»

هنوز حرفم تمام نشده بود كه با قطره‏اى باران كه روى صورتم نشست، مات و مبهوت ماندم .

سرم را كه بالا گرفتم، زبانم بند آمد. ابرهاى سياه از گوشه و كنار آسمان به طرف ما مى‏آمدند و جايى درست بالاى سر ما، درهم مى‏پيچيدند. بعد از چند لحظه آن قدر باران شديد شد كه مجبور شديم به شهر برگرديم.

× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



درباره کتاب طب الرضا (علیه السلام)

از نخستین کسانی که در پزشکی کتاب نوشته، امام علی بن موسی الرضا (علیه السلتم) است. امام وقتی به سوی طوس می آمد، در نیشابور در مجلس مأمون با جماعتی از فلاسفه و پزشکان چون یوحنا بن ماسویه و جبرئیل بن یخشوع و ابن بهله هندی و دیگر کسان گرد آمدند و سخن از طب به میان آمد. وقتی مأمون در این باره از امام پرسش کرد، حضرت فرمود:

برای من به مرور زمان تجربیاتی حاصل گشته که آن را برای امیر می نویسم.

حضرت، کتابی را درباره امور پزشکی نوشت و برای او فرستاد و مأمون دستور داد تا آن را با طلا بنویسند، از این روی، به رساله ذهبیه موسوم گردید. علمای شیعه، افزون بر طب الصادق (علیه السلام) و طب الرضا (علیه السلام)، از آثار زکریای رازی و حکمای دیگر نیز استفاده می کردند. هدایة المتعلمین فی الطب، نوشته ربیع بن احمد الأخوینی النجاری (م:313ه.ق.)، آثار ابوریحان بیرونی (م:440ه.ق.) به ویژه الصیدنه، آثار ابن اسینا، به ویژه قانون، شرح نفیسی، شرح اسباب و قانونچه محمد بن عمر چغمینی (م:745) به مدت بیش از 8 قرن، از متون درسی حوزه ها بوده اند.افزون بر دانش هایی که نام بردیم، در حوزه های علوم غیر رسمی مانند علم رمل، اعداد حروف، کیمیا و معمّا نیز قرن ها در نهان، یا آشکار تدریس می شدند و ما در این جا در مقام بحث از این دانش ها و متون و منابع آن ها نیستیم که به دقت و فرصت بیشتری نیاز دارد.

الرسالة الذهبیه، المعروف بطب الامام الرضا علیه السلام، تحقیق محمد مهدی نجف، مطبعة الخیام.

× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



غزل رضوي


گفتم غزل بگويم و شاعر شوم تو را
شايد خدا بخواهد و زائر شوم تو را
شايد خدا بخواهد و در بيتي از غزل
مقصد شوي مرا و مسافر شوم تو را
اين سان كه باد را به هوايت دويده ام
كم مانده است خاك معابر شوم تو را
قسمت نبود ضامن آهو شوي مرا
دريا شدي كه مرغ مهاجر شوم تو را
هر شب دخيل پنجره ي شوق مي شوم
شايد خدا بخواهد و شاعر شوم تو را 
حسين حاجي هاشمي

× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



مادر حضرت رضا عليه السلام

مادر حضرت رضا عليه السلام : بى شك، نجمه از چهارمين محلّ، يعنى سرزمين نوبه در جنوب مصر بوده است، ... زيرا وى در نيمه قرن دوّم هجرى ( كه امام كاظم عليه السلام حدود بيست سال داشت ) به عنوان برده به مدينه آورده شده و به بيت امام انتقال يافته است...
مى دانيم كه در اين دوران، مردم تونس ( كه در كتابهاى تاريخى و فتوحات اسلامى ، به نام افريقيه خوانده شده است ) مسلمان بوده اند. سرزمين حجاز و همچنين كناره درياى سرخ ( كه مراد ساحل عربستان است ) نيز در زمان ابوبكر ( 11 ـ 13 هجرى ) تماماً جزو قلمرو اسلامى بوده است و نمى توان از اين سرزمينها، مردمى را به عنوان اسير به مدينه آورد و در معرض فروش قرار داد، پس نجمه از سرزمين وسيع نوبه، در جنوب مصر بوده است كه تا آن زمان هنوز به تصرف مسلمين در نيامده بود...

 


× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



کمک پنهانی


مردی در راه سفر حج و زیارت خانه خدا، پول خود را گم کرد و دیگر هیچ چیزی نداشت تا با اون به شهر خودش برگرده. اون موقع هنوز خانه امام رضا علیه‏السلام در مدینه بود. اون مرد، به زحمت خودش رو به خونه امام رضا رسوند. پیش امام رفت و مشکلش را به او گفت. امام رضا علیه‏السلام پس از شنیدن حرف‏های مرد، به طرف اتاقی رفت و پس از چند لحظه مرد را صدا کرد. مرد جلو رفت و امام رضا علیه‏السلام از پشت در، کیسه‏ای پر از پول به دست او داد و بدون این که خودش رو نشون مرد بده گفت: این‏ها را بگیر و مشکل خودت رو برطرف کن. بعدامام مثل یک دوست با مرد خداحافظی کردند. مرد هم تشکر کردو شادمان ازخانه امام رضا بیرون رفت. بچه‏ها! یکی از یاران امام رضا علیه‏السلام اون‏جا بود؛ چون از کار امام رضا علیه‏السلام تعجب کرده بود، از امام پرسید: چرا خودتون رو به اون مرد نشون ندادید و از پشت در به او پول دادید؟ امام رضا علیه‏السلام که یک دنیا بزرگی و مهربونی بود فرمود: چون نمی‏خواستم خجالت کشیدن مرد رو ببینم. مگر نشنیدی که رسول خدا فرمود: «هر کار نیکی که به طور پنهانی باشه، بارها و بارها ثواب آن بیش‏تر است».

× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



پنج درس ارزشمند و آموزنده


1 ابوسعيد خراسانى حكايت كند:
روزى دو نفر مسافر از راه دور به محضر امام رضا عليه السلام وارد شدند و پيرامون حكم نماز و روزه از آن حضرت سؤ ال كردند؟
امام عليه السلام به يكى از آن دو نفر فرمود: نماز تو شكسته و روزه ات باطل است و به ديگرى فرمود: نماز تو تمام و روزه ات صحيح مى باشد.
وقتى علّت آن را جويا شدند؟
حضرت فرمود: شخص اوّل چون به قصد زيارت و ملاقات با من آمده است ، سفرش مباح مى باشد؛ ولى ديگرى چون به عنوان زيارت و ديدار سلطان حركت نموده ، سفرش معصيت است .
(59)
2 در بين مسافرتى كه امام رضا عليه السلام از شهر مدينه به سوى خراسان داشت ، هرگاه ، كه سفره غذا پهن مى كردند و غذا چيده و آماده خوردن مى شد، حضرت دستور مى داد تا تمامى پيش خدمتان سياه پوست و ... بر سر سفره طعام حاضر شوند؛ و سپس حضرت كنار آن ها مى نشست و غذاى خود را ميل مى نمود.
اطرافيان به آن حضرت اعتراض كردند كه چرا براى غلامان سفره اى جدا نمى اندازى ؟!
امام عليه السلام فرمود: آرام باشيد اين چه حرفى است ؟!
خداى ما يكى است ، پدر و مادر ما يكى است و هركس مسئول اعمال و كردار خود مى باشد.
(60)
3 محمّد بن سنان گويد:
چند روزى پس از آن كه امام موسى كاظم عليه السلام رحلت نمود و امام رضا عليه السلام جاى پدر، در منصب امامت قرار گرفت و مردم در مسائل مختلف به ايشان مراجعه مى كردند.
به حضرت عرض كردم : ياابن رسول اللّه ! ممكن است از طرف هارون به شما آسيبى برسد و بهتر است محتاط باشيد.
امام عليه السلام اظهار داشت : همان طور كه جدّم ، رسول اللّه صلى الله عليه و آله فرمود: چنانچه ابوجهل ، موئى از سر من جدا كند، من پيغمبر نيستم ، من نيز مى گويم : اگر هارون موئى از سر من جدا كند من امام و جانشين پدرم نخواه بود.
(61)
4 يكى از اصحاب امام رضا عليه السلام به نام معمّر بن خلاد حكايت نمايد:
هر موقع سفره غذا براى آن حضرت پهن مى گرديد، كنار آن سفره نيز يك سينى آورده مى شد.
پس امام عليه السلام از هر نوع غذا، مقدارى بر مى داشت و داخل آن سينى قرار مى داد و به يكى از غلامان خود مى فرمود كه تحويل فقراء و تهى دستان داده شود.
سپس به دنباله آن ، اين آيه شريفه قرآن : فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ
(62) را تلاوت مى نمود؛ و مى فرمود: خداوند جلّ و على مى داند كه هر انسانى براى كسب مقامات عاليه بهشت ، توان آزاد كردن غلام و بنده را ندارد.
به همين جهت ، اطعام دادن و سير گرداندن افراد را وسيله اى براى ورود به بهشت قرار داده است .
(63)
5 - سليمان بن جعفر - كه يكى از اصحاب حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام است - حكايت كند:
يكى از نوادگان امام سجّاد عليه السلام - به نام علىّ بن عبيداللّه - مشتاق ديدار و زيارت امام رضا عليه السلام بود، به او گفتم : چه چيزى مانع از رفتن به محضر شريف آن حضرت مى باشد؟
پاسخ داد: هيبت و جلالت آن بزرگوار مانع من گرديده است .
اين موضوع سپرى گشت ، تا آن كه روزى مختصركسالتى بر وجود مبارك امام عليه السلام عارض شد و مردم به عيادت و ملاقات آن حضرت مى آمدند.
پس به آن شخص گفتم : فرصت مناسبى پيش آمده است و تو نيز به همراه ديگر افراد به ديدار و ملاقات آن حضرت برو، كه فرصت خوبى خواهد بود.
لذا علىّ بن عبيد اللّه به عيادت و ديدار امام رضا عليه السلام رفت و با مشاهده آن حضرت بسيار مسرور و خوشحال گرديد.
مدّتى از اين ديدار گذشت و اتّفاقا علىّ بن عبيداللّه روزى مريض شد؛ و چون خبر به امام عليه السلام رسيد، حضرت جهت عيادت از او حركت نمود؛ و من نيز همراه آن بزرگوار به راه افتادم ، چون وارد منزل او شديم ، حضرت مختصرى كنار بستر او نشست و از او دلجوئى نمود.
و پس از گذشت لحظاتى كه از منزل خارج شديم ، يكى از بستگان آن شخص گفت : همسر علىّ بن عبيداللّه بعد از شما وارد اتاق شد و جايگاه جلوس ‍ حضرت رضا عليه السلام را مى بوسيد و بدن خود را به وسيله آن محلّ تبرّك مى نمود

× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



مادر امام رضا (علیه السلام)

گلبوته‌ی معنا
آن روز، «هشام» در خانه تنها بود. با خودش گفت: «خوب است برخیزم و به زیارت مولایم امام کاظم(ع) بروم.» آن‌گاه بلند شد، لباسش را پوشید و راهی خانه‌ی امام هفتم(ع) شد. ساعتی در حضور آن بزرگوار بود و همین که خواست برود، امام(ع) به او فرمودند:
ـ می‌دانی امروز یکی از برده‌فروشان به شهر ما آمده است؟
هشام اظهار بی‌اطلاعی کرد. امام به او فرمودند:
ـ می‌آیی با هم به نزد او برویم؟
هشام ابراز تمایل کرد و همراه آن حضرت، به نزد برده فروش رفت. آن مرد، کنیزها و غلام‌های زیادی را برای فروش آورده بود. حضرت به او فرمودند: «می‌خواهیم کنیزهایت را ببینیم.» او چند کنیز را عرضه کرد. امام موسی کاظم(ع) از او پرسیدند


× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



سفارش امام رضا علیه السلام

 سفارش امام رضا علیه السلام : شاید دل من و تو هم بخواهد که فرصتی پیش آید تا از حضرت رضا علیه السلام از بهترین و بدترین مردم در زندگی سوال کنیم و از پاسخ ایشان آینده ای نیکو و خطی روشن در زندگی خویش ترسیم نماییم. اگر هم چنین سوالی در ذهن تو هم هست، با من بیا تا با علی بن شعیب به محضرش شرفیاب شویم و از او سوال نماییم و کلامش را به گوش جان شنیده و به کار گیریم..

شاید دل من و تو هم بخواهد که فرصتی پیش آید تا از حضرت رضا علیه السلام از بهترین و بدترین مردم در زندگی سوال کنیم و از پاسخ ایشان آینده ای نیکو و خطی روشن در زندگی خویش ترسیم نماییم. اگر هم چنین سوالی در ذهن تو هم هست، با من بیا تا با علی بن شعیب به محضرش شرفیاب شویم و از او سوال نماییم و کلامش را به گوش جان شنیده و به کار گیریم:


× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



شاه شاهان

 

 

آمدم ای شاه پناهم بده   ***   خط امانی زگناهم بده
ای حرمت ملجاءدرماندگان   ***   دورمران ازدروراهم بده
لایق وصل توکه من نیستم   ***   اذن به یک لحظه نگاهم بده
لشکرشیطان به کمین من است  ***   بی کسم ای شاه پناهم بده
درشب اول که نهندم به قبر   ***   نوربدان شام سیاهم بده
ای که عطابخش همه عالمی   ***   جمله ی حاجات مراهم بده

× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



فضيلت زيارت امام رضا عليه السلام

فضيلت زيارت امام رضا عليه السلام از زبان امام باقر (ع) و امام رضا (ع) و عبدالعظیم حسنی و ابا صلت هروی و ابو هاشم جعفری و حسین بن زید و ......


× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



امام رضا علیه السلام و قرائت قرآن

ابراهیم بن عباس می‌گوید:
من هرگز ندیدم کسی سؤالی از حضرت رضا علیه السلام بکند و او جواب آن را نداند. هیچکس را داناتر از امام هشتم ندیدم.
مامون او را با سوالات مختلف امتحان می کرد و او همه آنها را پاسخ می گفت. کلام و جوابش همیشه برخاسته از آیات قرآن کریم بود.
امام رضا علیه السلام هر سه روز یک بار قرآن را دوره می کرد و می فرمود:« اگر بخواهم، در کمتر از سه روز هم ختم قرآن می‌کنم، ولی در هر آیه‌ای که می‌خوانم تفکر و تامل می‌کنم و به
شأن نزول آن می‌اندیشم.»

منابع:
بحار الانوار، ج 49، ص 90، ح 3. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 180.

× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



شعر رضوي (مهمان)

تقديم به ضامن آهو «امام رضا(ع) به اميد شفاعت»
«مهمان»
شنيدند مردي به ايران مي‌آيد
كه از لهجه‌اش لحن قرآن مي‌آيد
قدم بر زمين مي‌گذارد، تو گويي
در اين دشت خشكيده باران مي‌آيد
خدا گندم از خاك مي‌پروراند
كبوتر، كبوتر فراوان مي‌آيد!
بپاشيد و قسمت كنيد و بروبيد
گل و نقل و آئينه، مهمان مي‌آيد
مي‌آيد، و آمد و مهمان ما ماند
از آن جمله سبز، از آن «مي‌آيد»
و مهمان ما مانده مهمان غربت
شهيدي كه با زخم پنهان مي‌آيد!
نفهميدي اي شعر، تا بيت هفتم
چرا زعفران از خراسان مي‌آيد؟!
چرا زعفران از، چرا از خراسان
پس از قرنها، صوت قرآن مي‌آيد؟
 

* نغمه مستشار نظامي

× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



نرم افزار جامع راهنمای حرم امام رضا (ع)

مشهد مقدس با پیشرفت و گسترش بالای خود همواره دارای زائرین بسیار زیادی می باشد. در این راستا حرم مطهر حضرت امام رضا (ع) نیز از پیشرفت و افزایش صحن ها عقب نمانده است. نرم افزار موبایل راهنمای حرم امام رضا (ع) به همت هموطنان عزیزمان برای راهنمایی و آشنایی زائرین محترم با امکانات زیر آماده شده است :
- تاریخچه حرم مطهر
- سنگ , صندوق , ضریح و گنبد حرم مطهر
- مناره ها , درب های طلا , محراب ها
- راهنمای رواق ها , مسیر های تشرف و کفشداری ها
- راهنمای صحن ها به همراه مشخصات کامل
- اماکن مذهبی , تاریخی , فرهنگی
- مشاهیر مدفون در حرم مطهر
- و ...
.
.

× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



اشعار امام رضا علیه السلام درباره توجه به عیوب خود

ریان بن صلت می گوید:
حضرت امام رضا علیه السلام در مورد توجّه به عیوب خویشتن، این شعر را برای من خواند:

یعیب الناس کلـهـم زمـانا *** و مـا لزماننـا عیب سـوانا
نعیب زماننا و العیب فینا *** ولـو نطق الزمان بناهجانا
وان الذئب یتـرک لحم ذئـب *** ویاکـل بعضنا بعضـا عیانا
لبسنا للـخداع مسـوک طیـب *** فویـل للغـریـب اذا اتانا

ترجمه:
همه مردم در صدد عیب‌جویی از زمانه هستند، ولی زمانه عیبی ندارد جز خود ما.
ما از زمانه عیب می‌گیریم، و حال آنکه عیب در ماست، و اگر زمان به سخن بیاید از ما بدگویی خواهد کرد.
هیچ گرگی گوشت گرگ دیگر را نمی‌خورد، اما بعضی از ما گوشت بعضی دیگر را آشکارا و بی‌پرده می‌خوریم.
آری، ما از خود، ظاهری دلفریب و خوش‌آیند می‌سازیم؛ پس وای بر غریبه‌ای که به سوی ما بیاید.

منابع:
بحارالانوار، ج 49، ص 111، ح 8. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 177.

× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



اشعار امام رضا علیه السلام درباره دنیا

حضرت امام رضا علیه السلام درباره بلندی آرزوها و کوتاهی عمر در دنیا فرمود:

کـلنا نـامـل مـدا فی الاجـل ---- والـمنایا هـن آفـات الامــل
لاتغـرنـک ابـاطـیـل المنــی ---- والزم القصد و دع عنک العلل
انـما الـدنیـا کـظـل زائـل ---- حَـلَ فیـه راکــب ثـم َرحَــل

ترجمه:
همه ما دوست داریم عمرمان طولانی شود، ولی مرگ آفت این آرزوست.
آرزوهای بیهوده، تو را مغرور نکند، بلکه همیشه اراده‌ی محکم داشته باش و بهانه‌ها را واگذار.
دنیا مانند سایه‌ای زودگذر است، که سواره‌ای در آن می‌آرامد و به زودی رخت سفر می‌بندد.

منابع:
بحارالانوار، ج 49، ص 107، ح 1. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 177- 178.

× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



زندگانی سیاسی امام رضا (ع)

اوضاع خلافت در زمان امام رضا (ع)
امام رضا (ع) در عصر امامت خويش با چند خليفه عباسي معاصر بوده اند که تنها در زمان زمامداري مأمون شرايطي پديد آمد که امام را به موضعگيري وا داشت.
ده سال از امامت امام رضا (ع) با دوران خلافت هارون پدر مامون مقارن بود. هارون در سال 175 هجري قمري، فرزندش، امين را که 5 سال داشت به جانشيني خودش معرفي کرد و 7 سال بعد با معرفي مأمون به جانشيني امين در تثبيت حکومت عباسي کوشيد. پس از اين واقعه در سال 193 هارون در طوس در گذشت و پس از اين اندک زماني امين و مأمون با يکديگر بر سر خلافت تزاع کردند و اختلافشان به قدري بالا گرفت که امين در اوايل سال 195 برادرش مأمون را از ولايتعهدي خلع کرد.
در نهايت دو برادر با لشکرکشي عليه يکديگر در ري با هم درگير شدند که در نتيجه آن لشکر امين شکست خورد و امين نيز در حادثه حمله چند مرد مسلح از پاي در آمد و در نهايت مأمون حاکم شد.

مسأله ولايت عهدي
يکي از مهمترين اتفاقاتي که براي امام رضا عليه‌السلام رخ داد، مسأله ي ولايتعهدي ايشان بود که شامل مسائل زير است که بايد مورد بررسي قرار گيرد: «چرا مأمون امام رضا عليه السلام را دعوت کرد؟ واکنش امام رضا عليه السلام در برابر دعوت مامون، ‌وداع امام با قبر پيغمبر، ‌خط سير امام، سخنان امام در نيشابور، ورود امام رضا عليه السلام به مرو و طرح مساله ي ولايتعهدي ايشان از طرف مأمون، اهداف مامون از مساله ي ولايتعهدي و شروط امام براي پذيرش ولايتعهدي.»

چرايي دعوت
اوضاع خلافت در زمان امام رضا (ع) به اختصار گذشت. در اين مدت امام رضا (عليه السلام) ساکت ننشسته و تا آنجا که قدرت و امکان داشت در بيداري مردم و توجه دادن آنان به اصول و مسائل تلاش هاي زيادي به انجام رساند. بنابراين امام نقشي مستقيم و مؤثر در بيداري مردم داشت که اين خود باعث مي‌شد مأمون با امام به مخالفت بپردازد. ولي از آنجا که:
اولاً مي‌دانست دستگاه حاکمه از وجود يک رکن مهم علمي‌و معنوي که بتواند پشتوانه ي حل مشکلات مختلف باشد خالي است و اين کمبود با وجود علماي موجود در دستگاه خلافت عباسيان تأمين نمي‌شد.
ثانياً به اين نکته پي برده بود که جامعه ي اسلامي‌مخصوصاً گروه کثيري از مردم آگاه و طرفداران آل علي توجه خاصي به علي ابن موسي الرضا، عليه السلام، دارند و زمينه مساعدي از نظر معنوي در دلهاي مردم نسبت به علويين وجود دارد. در نتيجه درصدد برآمد تا از اين فرصت براي تثبيت حکومت بهره گيرد.
همچنين مي‌خواست ضمن استفاده از موقعيت علمي ‌و اجتماعي امام رضا ‌عليه السلام بتواند کارهاي او را تحت نظارت قرار داده و محبوبيت و مقبوليت قابل ملاحظه اي در ميان عده ي کثيري از مردم که امام رضا ‌عليه السلام‌ را دوست مي‌داشتند به دست آورد و مخصوصاً چنين احترامي ‌در جلب علاقه‌ي شيعيان که تنها امام عليه‌السلام را شايسته مقام رهبري مسلمين مي‌دانستند و عباسيان را غاصب خلافت و حکومت مي‌دانستند بسيار مؤثر بود.
به هر حال وضع سياسي و اجتماعي آن روز طوري بود که يک تغيير کلي را در سطح دستگاه خلافت از نظر کيفيت برخورد با جناح هاي مخالف و ايجاد امواج جديدي در افکار عامه ايجاد مي‌کرد.

منبع : برگرفته از سلم لک زايي


× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



حدیثی از امام رضا

قال الرضا علیه السلام:
مَن فَعَلَ مٰا لَزِمَهُ مِن أَمرِ المُؤمنینَ بٰاهیٰ اللهُ تَعٰالَیٰ بِهِ وَمَلائِکَـــتُهُ
هر کس وظائف خود را نسبت به مؤمنان انجام دهد خداوند و فرشتگان به او مباهات می‌کنند.

ترجمه انگلیسی:

God and His angels are proud of all those who perform their responsibilities in the affairs of the believers
ترجمه اندونزی:
Imam Ridha as berkata: Barang siapa yang melakukan kewajibannya terhadap orang-orang mu'min maka Allah swt dan para malaikat akan bangga dengannya.( Mustadrak Al-wasail,jilid 2 halaman 413).c

ترجمۂ اردو:
جو شخص مومنین کے سلسلہ میں  اپنے فرائض کو انجام دیتا ہے، خداوند عالم  اور ملائکہ اس پر فخر و مباھات کرتے ہیں۔
 

× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



ولايتعهدى امام رضا(ع)

تزلزل شخصيت مامون و قيامها و حكومتهاى مستقلى كه در اندك مدتى جان گرفته بود، او را بر آن داشت تا به همان سياست پيشين عباسيان، كه با شعارهايى به نفع علويان حكومت عباسى را از آن خود ساختند، تمسك جويد و رژيم عباسى را با تدبيرى زيركانه از سقوط حتمى نجات بخشد.

بيشتر حكومتهاى به استقلال رسيده و عموم قيام كنندگان و رهبران آنها از خاندان پيامبر بودند. چنانكه در قيام ابوالسرايا دو تن از برادران امام رضا(ع) ولايت‏يمن و اهواز را به دست گرفته بودند. مامون، كه پس از شهادت امام كاظم(ع) از امامت على بن‏موسى الرضا(ع) آگاهى داشت، وى را وليعهد خود ساخت تا آتش انقلابها و شورشهاى شيعى را فرو نشاند.

احمد شبلى مى‏گويد: ... چه بسا انگيزه بيعت گرفتن مامون براى ولايتعهدى امام رضا(ع) آن بود كه مى‏خواست‏به آمال اهل خراسان پاسخ بدهد؛ زيرا آنان به اولاد على(ع) تمايل بيشترى داشتند.

علامه جعفر مرتضى حسينى مى‏گويد:

در ارزيابى شورشهاى ضد عباسى به اين نكته پى مى‏بريم كه از سوى علويان خطرى جدى آنان را تهديد مى‏كرد؛ زيرا اين شورشها در مناطق بسيار حساسى برمى‏خاست و رهبريشان نيز در دست افرادى بود كه از استدلال قوى و شايستگى غير قابل انكارى برخوردار بودند و بدان لحاظ هرگز با عباسيان قابل مقايسه نبودند.

اينكه مردم رهبران اين شورشها را تاييد مى‏كردند و دعوتشان را به سرعت پاسخ مى‏گفتند، خود دليلى بود بر ميزان درك طبقات مختلف ملت از خلافت عباسيان و نيز شدت خشمشان كه بر اثر استبداد، ظلم و رفتارشان با مردم و بويژه با علويان برانگيخته شده بود.

در اين ميان، مامون بيش از هر كس ديگرى مى‏دانست كه اگر امام رضا(ع) بخواهد از آن فرصت استفاده كند و به تحكيم موقعيت و نفوذ خويش بر ضد حكومت جارى بپردازد، چه فاجعه‏اى در انتظارش است.

با توجه به موقعيت پيش آمده، مامون بايد دست‏به كارى مى‏زد تا از ورطه هلاكت رهايى يابد. فرو نشاندن شورشهاى علويان، مشروعيت‏بخشيدن‏به حكومت عباسى، از ميان بردن محبوبيت علويان، جلب اعتماد و مهر اعراب، خشنود ساختن عباسيان، مستمر ساختن تاييد ايرانيان، تقويت‏حسن اطمينان مردم به خليفه‏اى كه برادر خود را كشته است و از ميان بردن خطر قيام رضوى بخشى از حقايقى بود كه مامون را در انديشه نيرنگ فرو برد.

× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



مدح مولانا علی بن موسی الرضا (ع)

 

چون توای شاه کسی حشمت ودربار ندارد ! 

جلوه  و جاذبه ات ، ثابت  و سیّار، ندارد!

خلقی از شوق چو پروانه روانند به سویت !

 هیچکس  مثل تو این گرمی بازار ندارد!

جمله مشتاق ونظرباز تو باشیم ، به هرجای

میل کوی تو  فـقط   فرقه ی زوار ندارد!

هرکه  آن بارقه و جلوۀ جانانه  بدیده است !

رفته هوشش زسر و طاقت گفتار ندارد!

ماو من نیست دراین میکده و محفل عرفان

جوش عشقست،حساب کم وبسیارندارد!

آن غـزالی  که  پناهندۀ  درگاه  تو گـردد

تـرس صیاد و کمند  و دد و آزار  ندارد!

آن کبوتر که  به پـرواز   درآید   امــروز

بی حرم اوج  و  پر  و  بال سزاوار ندارد!

(بیکی) ازدایرۀ خطّ تو بیرون شدنی نیست

خطّ  مهرتو  به جز  نقطه و پرگار ندارد!

بارالها ، می عشقش به من ازلطف عطا کن!

آن طهوری که به خمخانه ی خمّار ندارد!

با تشکر از شاعراهل بیت آقای اکبر علی بیکی

× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



ای راهب کلیسا دیگر نزن به ناقوس

 

ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس

خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان

جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس

آنجا که خادمینش از روی زائرینش

گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس

خورشید آسمان ها در پیش گنبد او

رنگی ندارد آری چیزی شبیه فانوس

رویای ناتمامم ساعات در حرم بود

باقی عمر اما افسوس بود و کابوس

وقتی رسیدی آنجا در آن حریم زیبا

زانو بزن به پای بیدار خفته در طوس..
شاعر:سید حمید برقعی

× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



طلیعه نور هدایت

طبق آنچه مورّخان و محدّثان در کتاب هاى خود ذکر کرده اند و نیز روایات کلّى بر تایید آن وارد شده است :
مادر حضرت ابوالحسن ، امام علىّ بن موسى الرّضا (علیه السلام) ، از خانواده اى باشرافت و از زنان بافضیلت ؛ و نیز از جهت عقل و دین در بین زنان هم زمان خود مشهور بوده است .
این بانوى بزرگوار، نسبت به فرائض الهى ، حتّى تمامى مستحبّات را انجام و مکروهات را حتّى الا مکان ترک مى نمود؛ و به طور دائم مشغول ذکر و تسبیح خداوند متعال مى بود.
این مادر نمونه حکایت کند: از همان موقعى که إ نعقاد نطفه حجّت خداوند سبحان ، فرزندم حضرت علىّ بن موسى الرّضا علیهما السلام را در خود احساس کردم ، حالت معنویّت و عشق به خداوند در من فزونى یافت و
هیچ گاه احساس سنگینى و سختى در خود نداشتم .
فرزندم ، در وقت هاى تنهائى ، انیس و مونس من بود.
در هنگام خواب ، صداى تسبیح و تحمید و تهلیل را به خوبى از درون خود مى شنیدم و متوجّه مى شدم که طفل درون شکم من مشغول گفتن ذکر و تسبیح پروردگار متعال خویش مى باشد.
و همین که این نور الهى طلوع کرد و در این عالَم ، پا به عرصه وجود نهاد، دست هاى خویش را بر زمین گذاشت و سر به سمت آسمان بلند نمود و لب هاى خود را به حرکت درآورد و ضمن مناجات با خداوند، شهادتین را
بر زبان مبارک خود جارى کرد.
و چون پدرش ، امام موسى کاظم علیه السلام در آن لحظات وارد شد، بر من تبریک و تهنیت فرمود.
سپس نوزاد عزیز را تحویل پدر دادم و حضرت در گوش راست نوزاد، اذان و در گوش چپ او اقامه گفت ؛ و سپس مقدار مختصرى ، آب فرات در کام او ریخت .

× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |



پای درس امام رضا علیه السلام

پای درس امام رضا علیه السلام

فلسفه بعثت پیامبران و به تبع آنان امامان علیهم السلام برای تربیت نفوس بشر و ارتقاء بخشیدن به مراتب عالی معنویت بوده است. لذا این بزرگواران پیوسته در آموزش مکارم اخلاق کوشا بوده تا انسان به مرتبه ای برسد که به مقام خلیفه اللهی نائل آید. حال که بشریت به بزرگترین بلای الهی دچار گشته و از فیض مستقیم امام محروم شده باید به ریسمان سنن نبی اکرم و فرمایشات اهل بیت علیهم السلام متمسک شده و در برابر فرامین و نصایح ایشان زانوی ادب زده و شاگردی نماید تا شاید راه را از بیراهه تمیز داده و به سعادت ابدی که همانا تحصیل رضایت حضرت حق می باشد، برسد.
عمل صالح و دوستى آل محمد
عن الرّضا علیه السلام :
لاتدعوا العمـل الصالـح و الاجتهاد فى العباده اتکالا على حب آل محمد علیهم السلام ولا تدعوا حبّ آل محمـد علیهم السلام لامرهـم اتّکـالاً علـى العبـاده فـانـّه لایقـبل احـدهـمـا دون الاخر.
امام رضا علیه السلام فرمود :
مبادا اعمال نیک را به اتکاى دوستى آل محمد علیهم السلام رها کنید؛ و مبادا دوستى آل محمد علیهم السلام را به اتکاى اعمال صالح از دست بدهید، زیرا هیچ کدام از ایـن دو، به تنهایى پذیرفته نمى شود.


× نوشته شده توسط محمد تقي جعفري | لینک ثابت |




آخرین مطالب وبلاگ



Copyright 2010 Designer Mohammad Rfiei & musareza.blogfa.com